أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

527

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

( 16 ) . الاوقال جمع الوقل . ابو حنيفه ( 376 ) نيز اين شعر را با اين توضيح نقل مىكند : « الجعدى در قياس تخت روان با دوم ، مىگويد . . . » . 447 . دهنج 1 - مالاخيت صهاربخت گويد دهنج « سنگ فسان » 2 را گويند و در موضع ديگر مسنّ عتيق 3 ذكر كرده است و در ترجمهء او گفته است او سنگى است كه لون او سبز است و او را « دهنج » گويند . او را به لغت پارسى دهنه 4 گويند و او نوعى است از جوهر بيروزه 5 . محمد زكريا گويد نوعى ازو مصرى است ، نوعى خراسانى و نوعى كرمانى ، و از جمله انواع او كرمانى نيكوتر است . دهنج ، لاژورد 6 ، فيروزه و شادنج به جوهر زر 7 مشابهت دارد . بوسهل گويد دهنج نوعى از توتيا است . در كتاب نخب آورده است كه جوهر دهنج سبز باشد در غايت سبزى ، از جرم او به لون زنگارى اجزاء بتابد در چشم و بر او خطهاى سياه باشد باريك در غايت باريكى ، و در بعضى مواضع بر جرم او خطهاى سرخ باشد باريك كه تا به افراط نگريسته نشود نتوان ديد . ( 1 ) . دهنه فارسى ( I , Vullers ، 944 ) . مالاخيت مادهء معدنى به رنگ سبز تند با تركيب شيميايى CuCo 30 Cu ( OH ) 2 است ؛ كريموف . سر الاسرار ، 143 ، يادداشت 216 . نيز قس . الجماهر ، 182 ؛ ابو منصور ، 262 ؛ غافقى ، 254 ؛ I , Dozy ، 468 . ( 2 ) . سنگ كاردتيزكن . ( 3 ) . مسن عتيق - « سنگ تيزكن كهنه [ يا بهترين آن ] » ؛ ظاهرا ، عتيق در اينجا به معناى « كهنه » به كار رفته ، زيرا رازى دو نوع « نو » ( حديث ) و « كهنه » ( عتيق ) مالاخيت تشخيص مىدهد . كريموف ، سر الاسرار ، 143 ، يادداشت 216 . ( 4 ) . دهنه . نك . يادداشت 1 . بيرونى در الجماهر ( 184 ) خاطرنشان مىكند : « اما من براى گفته‌هايش دليلى جز اين نمىبينم كه هر دو آنها سبزرنگند كه نيكو براى دهنج اما نامناسب براى سنگ تيزكن به حساب مىآيد » . ( 5 ) . جوهر بيروزه ، نك . شمارهء 210 ، يادداشت 12 . ( 6 ) . لازورد يا سنگ لاجورد ؛ نك . شمارهء 302 ، يادداشت 2 . ( 7 ) . به جوهر زر مشابهت دارد . رازى ( كتاب الاسرار ، ورق 4 ب ) : احجار ذهبية ( سنگ‌هاى زرفام ) . بيرونى در الجماهر ( 183 ) مىافزايد : « او ظاهرا ، اين را ازآن‌رو مىگويد كه روى لازورد چشمك‌هاى درخشان شبيه زر ديده مىشود ، هرچند كه او مىداند كه اين [ دانه‌هاى ريز ] مس است » .